لامصب درد اینه که که حالت خوبه همیشه یعنی باید باشه و هست ولی خب مثل یک همراه دائمی خاطره هایی توی روحت جولان میدن و سوال هایی که امیدواری جوابش همونی باشه که حدس میزنی با اینکه میدونی نیست و تعلیقی دردناک!!!
حدس میزنی کسی که مردادی است گرمای وجودیش بیشتر از همه بوده ولی خب مهم این است که ماندگار نبوده ، یعنی بوده؟
از همان اول هم از پاییز خوشم نمیامد.
کجایند انسان هایی که روزی نقطه ی پرگار زندگیم بوده اند و امروز فقط منم و درد . دردهای عمیق و آنهایند و لذت . لذت های شیرین
خیلی وقت است که دیگر در زندگیم دنبال کسی نمیگردم ، چه فایده ای دارد بودن هایی که برپایه ی نبودن بنا شده اند . زندگیم آلمانی شده
..............................................................................................................................................................
همه ی این ها از من سرچشمه میگیرد از یک من لعنتی از یک من بی پدر از یک من بیشعوور از یک من نا مرد از یک منی که برایم من نبوده و الان من نمیشود
+در مخاطبانم هیچ کسی را ندارم نه فقط مخاطبان تلفن همراه بلکه مخاطبان زندگی هم
مهم نیست ، هست ؟
#مرداد
#خاطره
#من که هستم؟
برچسب:
نویسنده: بهار نصیری